چراغ قرمز

روزگاری شد و کسی مرد ره عشق ندید....

چراغ قرمز

روزگاری شد و کسی مرد ره عشق ندید....

مشخصات بلاگ

سلام. این وبلاگ متعلق به اینجانب با نام مستعار فریبرز بیدکانی است
مطالب شخصی دارای مالکیت معنویست. انتشار مطالب با ذکر نام نویسنده مانعی ندارد.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هوشنگ ابتهاج» ثبت شده است

 

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت
دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت
شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست
دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت
نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست
صدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت
زهی پسند کماندار فتنه کز بن تیر
نگاه کرد و دو چشم مرا نشانه گرفت
امید عافیتم بود روزگار نخواست
قرار عیش و امان داشتم زمانه گرفت
زهی بخیل ستمگر که هر چه داد به من
به تیغ باز ستاند و به تازیانه گرفت
چو دود بی سر و سامان شدم که برق بلا
به خرمنم زد و آتش در آشیانه گرفت
چه جای گل که درخت کهن ز ریشه بسوخت
ازین سموم نفس کش که در جوانه گرفت
دل گرفته ی من همچو ابر بارانی
گشایشی مگر از گریه ی شبانه گرفت

  • فریبز بیدکانی